|
راه عشق
من این عکسو تو وبلاگ یکی از دوستان دیدم بهتره شما هم ببینین.
امشب واقعا بهت احتیاج دارم دلم خیلی گرفته مثل همیشه وقتی باید باشی نیستی
آرزو دارم: آرزو دارم دستی در دستانم بود و مرا نوازش ميكرد و ای كاش آن دست ، دستان مهربان تو بود ! آرزوی آغوش گرمی را دارم كه مرا در آغوش خود بگيرد و در آغوشش با من با صدای آرزوی يك بوسه را دارم ، بوسه ای از سوی يك لب سرخ ، از سوی كسی كه زندگی آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بی محبت ، ميخواهم سفر كنم ، سفر به آروزی شنيدن صدای نفسهايت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در كنار هم آرزو دارم دست درون موهايت كنم و برايت در يك شب عاشقانه آواز لالايی را بخوانم ، آرزو دارم حتی از دوردست ها نيز چهره ات را ببينم ، اما ! ای يار بعد از سفر كردنت همه چيز برايم يك رويا شده است و ديدنت برايم يك آرزوی آرزو دارم دوباره بيايی و تمام آرزوهايم را زنده كنی عزيزم! آرزو دارم دستانت را در دست بگيرم ، و تو را در آغوش خود بگيرم و بر لبانت بوسه
بیا بنشینیم و به آسمان نگاه کنیم که درس های زیادی پیش رویمان است. ابرها را ببین که چگونه بی هدف پرسه می زنند. بیا از آسمان یاد بگیریم و به هیچ فکری نچسبیم و بی خیال و رها بگذاریم فکرها در آسمان ذهنمان جابجا شوند و حتی گاهی دور دور شوند.این طور قلب مان مثل آسمان صاف می شود. بیا به غروب که روز جایش را به شب می دهد خیره شویم ودرهیچ مشکلی نمانیم.نگو قلبت زخمی شده. عیبی ندارد,دوباره خوب می شود.قبلاً هم اتفاق افتاده. یکی می رودودیگری می آید.یکی می رود و دیگری متولد می شود. این نفس تغییر است.عشق را بارها پیدا می کنی. شده شبی به روز نرسد؟ اگر غمگینی,مثل باران ببار.گریه برای دل های مکدر مرهم خوبی است.اما همیشه که آسمان ابری نمی ماند. اشک ها هم بالاخره تمام می شوند.بگذار آفتاب امید دوباره آسمان دلت را روشن کند.فکر کردن به برف در تابستان دلت را خنک می کند! برف ها دانه دانه از آسمان پایین می آیندو بر روی بلندترین کوههای عالم می نشینند تا رودها همواره پر آب باقی بمانند و زندگی ادامه پیدا کند.تو به لحظه های زندگی چه هدیه می دهی؟ ما آدم ها مثل ستاره های آسمان هر کدام به اندازه ی وسعمان می درخشیم.یکی هم مثل ماه می شود! هیچ کس جای کسی را تنگ نکرده و جا برای تابیدن همه وجود دارد.بیا به هم نگاه کنیم و با هم بدرخشیم.آسمان با همه ی ستاره هایش زیباست و دنیا با همه ی آدم هایش.
سلام دوستان عزیز من مشکلی برام پیش امده فعلا"نمیتونم اپ کنم این مطلب و برای این نوشتم که وبلاگم حذف نشه دست همتونو میبوسم قربان شما : مهدی مهدیزاده من برای عشق ورزیدن کمی دیر آمدم من پر از دردم, غریبم , سخت دلگیر آمدم کاش باران می شدی یک لحظه بر این شوره زار کاش من هرگز نبودم از نگاهت شرمسار خوب می دانی اسیرم در خم گیسوی عشق زندگی را می دهم تنها به تار موی عشق زندگی یعنی ملامت, زندگی یعنی عذاب عشق دیگر هیچ یعنی سوال بی جواب خوب می دانی که من افتاده از این درگهم خوب می دانی که از راز نگاهت آگاهم هیچ کس قلب مرا اینگونه طوفانی نکرد زندگانی را با همه دلبستگی فانی نکرد قق
می گفت عا شقم , دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم... ,بر ملا نمی شود و پايان نمی يابد . مگر به مرگ.......
|
About
در کلبه ی کوچک قلبم :
Home
|