تبليغاتX
در تنهایی عاشق بودن

در تنهایی عاشق بودن

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني..

 دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
 
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
 
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
 
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

 دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني




+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت15:34توسط مرد هزار چهره | |

راه عشق

سرت و بذار رو شونم

می خوام لالایی بخونم

وای چه احساس قشنگی

من برای تو می خونم

خیره شو باز توی چشمام

دستت و بذار تو دستام

اینجا انگار خیلی سرده

گرمیه دستات و می خوام

خنده کن اول راهیم

من و تو رفیق راهیم

به تو عادت کردم انگار

من و تو بی سر پناهیم

تکیه کن به پای خستم

می بینی هنوز نشستم

باورم کن ای عزیزم

من همیشه با توهستم

تو همیشه یار من باش

توهمیشه مال من باش

تا بریزم زیر پاهات جونم و

تو یار من باش

می میرم اگه یه روزی

اشک چشمات و ببینم

حیفه مروارید چشمات

بریزن از ماه پلکات

وای چه این روزا قشنگه

روزگار پر آب و رنگه

اگه یک لحظه نباشی

دل من آخ تنگه تنگه

 

یه مدته خیلی دلم تنگه

برای همه ی کسایی که پیشم نیستن

دلم گرفته ، دلم می خواد با یکی حرف بزنم

چی می شد اگه جدایی نبود

فاصله نبود

حداقلش اینه که می دونم

 دیگه اینقد غمگین نبودم

 چون دیگه تنها نبودم

کاش می شد که منم به آرزوم برسم

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت19:56توسط مرد هزار چهره | |

من این عکسو تو وبلاگ یکی از دوستان دیدم بهتره شما هم ببینین.

 

Photo Design Team

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت19:39توسط مرد هزار چهره | |

             امشب واقعا بهت احتیاج دارم دلم خیلی گرفته

               مثل همیشه وقتی باید باشی نیستی

آرزو دارم:

آرزو دارم دستی در دستانم بود و مرا نوازش ميكرد و ای كاش آن دست ، دستان مهربان تو بود !

آرزوی آغوش گرمی را دارم كه مرا در آغوش خود بگيرد و در آغوشش با من با صدای
آهسته درد دل كند و ای كاش آن آغوش ، آغوش گرم تو بود!

آرزوی يك بوسه را دارم ، بوسه ای از سوی يك لب سرخ ، از سوی كسی كه زندگی
من است و با تمام وجود دوستش دارم ، كاش و ای كاش آن بوسه از سوی تو بود.

آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بی محبت ، ميخواهم سفر كنم ، سفر به
سوی سرزمين خوشبختی ها و كاش همسفری بود و آن همسفر من تو بودی!

آروزی شنيدن صدای نفسهايت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در كنار هم
بوديم تا صدای نفسهای گرمت را احساس كنم ، كاش مرزی نبود بين ما و ای كاش اگر
 هم مرزی بود آن مرز تو بودی!

آرزو دارم دست درون موهايت كنم و برايت در يك شب عاشقانه آواز لالايی را بخوانم ،
كاش همبستری بود و آن همبستر من تو بودی!

آرزو دارم حتی از دوردست ها نيز چهره ات را ببينم ، اما !

ای يار بعد از سفر كردنت همه چيز برايم يك رويا شده است و ديدنت برايم يك آرزوی
بزرگ !

آرزو دارم دوباره بيايی و تمام آرزوهايم را زنده كنی عزيزم!

آرزو دارم دستانت را در دست بگيرم ، و تو را در آغوش خود بگيرم و بر لبانت بوسه
بزنم و بگويم كه خيلی دوستت دارم عزيزم ، و ای كاش ای آرزوی من آن آرزوهای من
      همه تو بودی تا ديگر نه آرزويی داشتم و نه ديگر رويايی را در سر داشتم

+نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت9:40توسط مرد هزار چهره | |

 

بیا بنشینیم و به آسمان نگاه کنیم که درس های

 

زیادی پیش رویمان است. ابرها را ببین که چگونه

 

بی هدف پرسه می زنند. بیا از آسمان یاد بگیریم

 

و به هیچ فکری نچسبیم و بی خیال و رها بگذاریم

 

فکرها در آسمان ذهنمان جابجا شوند و حتی گاهی

 

دور دور شوند.این طور قلب مان مثل آسمان صاف

 

می شود.

 

بیا به غروب که روز جایش را به شب می دهد خیره

 

شویم ودرهیچ مشکلی نمانیم.نگو قلبت زخمی شده.

 

عیبی ندارد,دوباره خوب می شود.قبلاً هم اتفاق افتاده.

 

یکی می رودودیگری می آید.یکی می رود و دیگری متولد

 

می شود. این نفس تغییر است.عشق را بارها پیدا می کنی.

 

شده شبی به روز نرسد؟

 

اگر غمگینی,مثل باران ببار.گریه برای دل های مکدر مرهم

 

خوبی است.اما همیشه که آسمان ابری نمی ماند. اشک ها

 

هم بالاخره تمام می شوند.بگذار آفتاب امید دوباره آسمان

 

دلت را روشن کند.فکر کردن به برف در تابستان دلت را خنک

 

می کند! برف ها دانه دانه از آسمان پایین می آیندو بر روی

 

بلندترین کوههای عالم می نشینند تا رودها همواره پر آب

 

باقی بمانند و زندگی ادامه پیدا کند.تو به لحظه های زندگی

 

چه هدیه می دهی؟

 

ما آدم ها مثل ستاره های آسمان هر کدام به اندازه ی وسعمان

 

می درخشیم.یکی هم مثل ماه می شود! هیچ کس جای کسی

 

را تنگ نکرده و جا برای تابیدن همه وجود دارد.بیا به هم نگاه کنیم

 

و با هم بدرخشیم.آسمان با همه ی ستاره هایش زیباست و دنیا

 

با همه ی آدم هایش.

 

     در ضمن سال نو بر تمام دوستان مبارک

 

 

         قربان شما       مهدی مهدیزاده

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت11:12توسط مرد هزار چهره | |

                                                  

              سلام دوستان عزیز من مشکلی برام پیش امده

            فعلا"نمیتونم اپ کنم این مطلب و برای این نوشتم

           که وبلاگم حذف نشه دست همتونو میبوسم

 

    قربان  شما  :  مهدی مهدیزاده

                                                

         من برای عشق ورزیدن کمی دیر آمدم

      

            من پر از دردم, غریبم , سخت دلگیر آمدم

 

            کاش باران می شدی یک لحظه بر این شوره زار

 

            کاش من هرگز نبودم از نگاهت شرمسار

 

            خوب می دانی اسیرم در خم گیسوی عشق

 

            زندگی را می دهم تنها به تار موی عشق

 

            زندگی یعنی ملامت, زندگی یعنی عذاب

 

            عشق دیگر هیچ یعنی سوال بی جواب

 

            خوب می دانی که من افتاده از این درگهم

 

            خوب می دانی که از راز نگاهت آگاهم

 

            هیچ کس قلب مرا اینگونه طوفانی نکرد

 

            زندگانی را با همه دلبستگی فانی نکرد

قق

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت17:9توسط مرد هزار چهره | |

 

Image hosting by TinyPic

می گفت عا شقم , دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...

او رفت, تنها ماند ..زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد.

از او پرسيدم از عشق چه می دانی ؟ برايم از عشق بگو...

گفت:عشق اتفاق است بايد بنشينی تا بيفتد

گفت:عشق آسودگيست ,خيال است...خيالی خوش.

گفت:ماندن است .فرو رفتن در خود است.

گفت:خواستن و تملک است , گرفتن است.

گفت: عشق سادست ,همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود

عشقهای ساده اينجايی و عشقهای نزديک و لحظه ای .

گفتم: تو عاشق نبودی و نيستی........

گفتم:عشق يک ماجراست , ماجرايی که بايد آن را بسازی.

گفتم:عشق درد است درد تولدی نو .عشق تولد است به دست خويشتن

. گفتم:عشق رفتن است عبور است , نبودن است.

گفتم:عشق جستجوست , نرسيدن است, نداشتن و بخشيدن است.

گفتم:عشق درد است , دير است و سخت است

گفتم:عشق زيستن است از نوعی ديگر ...

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...

گفتم عشق راز است .راز بين من و توست

,بر ملا نمی شود و پايان نمی يابد . مگر به مرگ.......

خوش و خرم باشید  { مهدی }

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت9:56توسط مرد هزار چهره | |